عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

8

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بذكر از آنست كه ذكر آسمان و زمين باضافت با مخلوقان هائل‌ترست و عظيم‌تر ، و در دلها اثر بيشتر دارد ، آن گه هر چه هست بيرون از آسمان و زمين خود بر آن دلالت مىكند . قوله : هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ الايه . . . جاى ديگر گفت بلفظ ماضى : هو الذي يصوركم فاحسن صوركم آنچه ماضى است بر سبيل تقدير است و فعل خداى عزّ و جلّ لا محاله بودنى است . و از روى حكم چنانست كه از آن پرداختند چنان كه گفت : أتى أمر اللَّه . أمّا آنچه بر لفظ مستقبل گفت : يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ اين بر حسب حال مخلوقان است ، چنان كه بعزّت خود جلّ جلاله ، حالا فحالا اظهار مىكند فعل خود ، و مىآفريند ، و از آن خبر ميدهد كه : يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ - گفت : او خداوندى است دارنده ، و نگارنده ، هم مصور و هم مدبّر ، خلق را مصور است و عالم را مدبّر و درست است از مصطفى ( ص ) كه گفت : « إذا أراد اللَّه عزّ و جلّ خلق عبد فجامع الرّجل المرأة طار ماؤه في كلّ عرق و عضو ، فاذا كان يوم السابع جمعه اللَّه تعالى ثمّ أخضره كل عرق له في ايّ صورة ما شاء ركبه » . حاصل خبر آنست كه ربّ العالمين چون خواهد كه بندهء بيافريند مرد و زن فرا صحبت دارد ، تا آن گه آب وى پراكنده شود ، پس روز هفتم همه با هم آرد آن آب و آن عروق ، و چنان كه خواهد صورت وى مىنگارد ، ترتيب اعضا مىدهد ، و برهم مىنشاند ، يكى كوتاه ، يكى دراز ، يكى نرينه ، يكى مادينه . يكى نيكو صورت و يكى منكر صورت ، يكى را خلق ظاهر تمام ، يكى ناقص ، يكى سياه ، يكى سپيد . پس مصور بحقيقت خداى است كه قدرتش بىنهايت ، و خود بىهمتا است . و كس را نسزاست و نه رواست از مخلوقان كه صورت گرى كند . مصطفى ( ص ) از آن نهى كرده و گفت : « من صوّر صورة كلف يوم القيمة أن ينفخ فيها الرّوح و ليس بنافخ . » و قال « إنّ أصحاب هذه الصّور يعذون يوم القيمة و يقال لهم أحيوا ما خلقتم »